شرح لمعد
توضیحات
دو جلد کتاب قیمی تر از قدیم که از عکسها مشخص است به فرش میرسد از سال ۱۳۰۹ چاپ شوده که در دست ماست نکهداشیم حالا ندا شود که واکذار کنم والا به کسی دنیا را میدادند نمی دادم اکر اهلش بخواهد با شرایتی که دارم واکذار میکنم اکر با پول هم بخواهد ان را هم رودر رو حرف میزنیم روزی جناب شاعر شب خیز برام کفته که بفرشی ادمش را بیاورم هدیه کنی تورا ببرم نکهداری جا نشان بدهم خدا روحش را شاد کند که کفتم محلت بدهید تا با تفکر تصمیم بکیرم که بعد سه روز از دستم ان شاعر با شجاعت رفت حالا همان تصمیم را کرفتم که محلت نیست من نکهدارم یا بفرشم یا هدیه کنم وقت رسیده که عمل کنم ان شاالله
یادداشت تنها برای شما قابل دیدن است و پس از حذف آگهی، پاک خواهد شد.








